محمد باقر النجفي

93

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

مسلمانان نظر خواست . » « 1 » انتشار خبر لشكركشى قريش در ميان طوايف بنوجهينه و با توجّه به اين‌كه ديگر كاروانى در كار نبود ، همگان را متوجّه تصميم جدّى بت‌پرستان در حمله به يثرب و سركوب‌كردن نهضت مسلمانان نمود . مسلمانان دانستند كه هر جا بمانند ، يا بروند ، قريش كينه‌توزانه متعرّض ايشان مىشود . اگر مسير خود را تغيير مىدادند ؛ تا از دسترسى نيروهاى قريش دور شوند ، آنها به تعقيب مسلمانان مىپرداختند و يا در غياب محمّد صلى الله عليه و آله عازم مدينه مىشدند و مردم بىگناه مدينه را به خاك و خون مىكشاندند . از اين رو راهى جز دفاع و ماندن براى مقاومت نداشتند . اين دفاع اجتناب‌ناپذير نه تنها حقّى بود كه اسلام به آنها داده و مسؤوليّت آن را به عهدهء ايشان گذارده بود ؛ بل اسناد تاريخى ، راه ديگرى را فراروىمسلمانان نشان نمىدهد ؛ جز تسليم در برابر بت‌هاى لات و عُزَّى و قبول اسارت و ذلّت ؛ در نتيجه مرگ رسالت محمّد صلى الله عليه و آله و محو آثار همهء تلاش‌هاى مؤمنانه براى احياء حيات معنوى و اخلاقى . اسناد را دنبال كنيم : سند شمارهء 5 : « در اين هنگام رسول خدا به اصحاب خود فرمود : در بارهء اين مكان كه [ در آن ] فرود آمده‌ايم ، اظهار نظر كنيد . حباب بن مُنذر گفت : اى رسول خدا ! اگر به فرمان خداوند در اينجا فرود آمده و اردوگاه ساخته‌اى ، بر ما نيست كه گامى جلوتر يا عقب‌تر برويم . ولى اگر نبرد و چاره‌انديشى و رايزنى است ، صحبتى بداريم ؟ پيامبر فرمود : نبرد است و چاره‌انديشى و رايزنى است . » « 2 »

--> ( 1 ) . همچنين نك : « السيرة النّبويه » ؛ ابن‌هشام ، ج 2 ، ص 272 ؛ « سيرت رسول اللَّه » ، ترجمه و انشاى رفيع‌الدّين همدانى ، ج 2 ، ص 544 ( 2 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 40 ، متن عربى ، ج 1 ، ص 53